الشيخ رسول جعفريان
1081
رسائل حجابيه (فارسى)
را به صورت رسوا و شرمآورى درآورده و به آخرين درجهء سقوط اخلاقى رسانيده است . كار مىكنند ، امّا چه كار . . . ؟ مشغولند ، امّا به چه . . . ؟ شما اگر به وضع نكبتبار و فجايع زنانى كه امروز پشت ميز ادارات را اشغال نموده و به جاى آنها جوانان تحصيل كرده را از فشار گرسنگى به انتحار وادار نمودهاند ، آشنا شويد ، خواهيد دانست كه همين عدّهء قليل تا چه اندازه موجب ركود كارهاى ادارى شده و چقدر در وضع اجتماعى ما سوء اثر بخشيده است و از اينجا پى خواهيد برد كه اگر پستهاى حساس و شغلهاى مهمّى به دست اين جنس لطيف و شديد التأثّر افتد ، چگونه با يك چشمك و نگاه ، مردم مملكتى به خون و آتش خواهند نشست . به علاوه ، تشويق زنان به امور ادارى ، آنان را از ادارهء امور خانواده و پرورش فرزند كه بنيان و اساس اجتماع است ، باز مىدارد . عملا ديده شده بانوانى كه در امور ادارى و سياسى شركت مىكنند به فرض آنكه وقت اضافى هم داشته باشند ؛ ديگر به پرورش فرزند علاقهاى نشان نمىدهند . اين موضوع لطمهء بزرگى به اساس خانوادهها و اجتماع مىزند . بانوانى كه كارهاى ادارى را بر امور خانهدارى و تربيت فرزند ترجيح داده و به حرفهاى موهوم و عقايد بىاساس يك مشت مغرض و ننز خودخواه ، چنين تصوّر مىكنند كه واقعا خدمت به ميهن عزيز مىنمايند ، سطح فكرشان خيلى خيلى پايين و هنوز اهمّيّت وظيفهء مقدّس طبيعى خود را نفهميدهاند . كسانى كه مدّعى هستند زن و مرد از لحاظ امور اجتماعى و حقوق و وظايف بايد از هر حيث مساوى باشند ، بايد تفوّق و برترى زنان را بر مردان قائل شوند ؛ زيرا اگر زن بتواند تمام كارهاى جنس مخالف خود را انجام دهد ، چون مرد از عهدهء وظايف سنگين مادرى برنمىآيد ، پس زن بايد نيرومندتر از مرد باشد ؛ و حال آنكه به دلايل حسى ثابت شده كه زن از لحاظ جسمى و روحى از هر جهت كوچكتر و ضعيفتر و عاجزتر و ناتوانتر از مرد است . دو ساعت بعد از نصف شب است . اتوبوس وارد گاراژ سبزوار شد ؛ مناظره قطع و همهمهء پياده شدن شروع شد ؛ هركس به فكر خورد و خوراك و تهيّه منزل برآمده ، مسافرين متفرق شدند . يك ربع ساعت قبل از آفتاب صبح روز 18 / 10 / 28 است ؛ مسافرين خسته و كوفته ، خوابآلوده ، بعضى هم چاى نخورده ، سوار شده و اتوبوس آماده حركت است . منوچهر هم با تريموس ( قمقمهء چاى ) كه در دست دارد ، به اتّفاق همسفرش سوار و اتوبوس حركت كرد ؛ امّا كسى حوصله حرف زدن ندارد . پير مشغول ذكر است . همسفر منوچهر درحالىكه فنجان چاى در دست دارد ، خطاب به پير [ مىگويد : ] آقاى مشهدى رمضان ! چاى بياورم خدمت شما .